منابع مسابقات نهج البلاغه دانش آموزان سراسر كشور ( 92 – 91 ) - سوم راهنمايي
باسمه تعالي
مسابقات نهج البلاغه دانش آموزان سراسر كشور ( 92 – 91 ) - سوم راهنمايي
1 - دوستي : الْمَوَدَّةُ قَرَابَةٌ مُسْتَفَادَةٌ - دوستى، خويشاوندى اكتسابى است.(حكمت209)
2 - شِكوه : مَنْ أَصْبَحَ يَشْكُو مُصِيبَةً نَزَلَتْ بِهِ فَقَدْ أَصْبَحَ يَشْكُو رَبَّهُ
- آن كس كه از مصيبت وارد شده شكوه كند از خدا شكايت كرده. ( حكمت227)
3- تهيدستي: الْفَقْرُ يُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ - فقرشخص زيرك رااز بيان دليلش گنك مىسازد.(حكمت 3)
4- دل نبستن به دنيا : مَنْ زَهِدَ فِي الدُّنْيَا اسْتَهَانَ بِالْمُصِيبَات
- آن كس كه دردنيا زهد مىورزد، مصيبتها را ساده پندارد.(حكمت 27)
5- فراموشي مرگ: عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِيَ الْمَوْتَ وَ هُوَ يَرَى مَنْ يَمُوتُ
- در شگفتم از آن كس كه مردگان را مىبيند و مرگ را از ياد برده است. (حكمت126)
6- جهاد زن : جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ - جهاد زن، شوهردارى شايسته است.(حكمت136)
7 – راستگويي : مَنْ صَدَقَ فِي الْمَوَاطِنِ قَضَى مَا عَلَيْه
-آن كس كه درميدان نبرد صادقانه پايدارى كند حقّى را كه برگردن او بوده ادا كرده است.(حكمت 27)
8- بدترين دوست:شَرُّالْإِخْوَانِ مَنْ تُكُلِّفَ لَهُ - بدترين دوست آن كه براى اوبه رنج وزحمت افتى.(حكمت 479)
9- جدايي دوستان :إِذَا احْتَشَمَ الْمُؤْمِنُ أَخَاهُ فَقَدْ فَارَقَه
- وقتي مومن دوستش را شرمنده مي سازد زمينه جدايي با او را فراهم مي كند . (حكمت480)
10 - شادابي دلها : إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ كَمَا تَمَلُّ الْأَبْدَانُ فَابْتَغُوا لَهَا طَرَائِفَ الْحِكَمِ
قلبها خسته و افسرده مىشوند همچون بدنها، براى رفع ملالت آنها لطائف حكمتآميززيبا و جالب انتخاب كنيد. (حكمت89)
11- قصاص چرا:وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاء - خداوند «قصاص» را براى پاسدارى ازخونها واجب فرمود.(حكمت252)
12 - تجارت با خدا
إِذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللَّهَ بِالصَّدَقَةِ - آن گاه كه فقير و نيازمند شديد، با خداوند بوسيله صدقه تجارت كنيد. (حكمت258)
13 - جرأت و جسارت
إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِيهِ فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّيهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ
- هنگامى كه از چيزى زياد مىترسى خود را در آن بيفكن كه (گاه) آن ترس از خود آن چيز سختتر است. (حكمت 175)
14- غريب واقعي: الْمُقِلُّ غَرِيبٌ فِي بَلْدَتِه - شخصى كه فقير است در شهرش نيز غريب است.حكمت 3
15- خطر ناسپاسي : يَا ابْنَ آدَمَ إِذَا رَأَيْتَ رَبَّكَ سُبْحَانَهُ يُتَابِعُ عَلَيْكَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِيهِ فَاحْذَرْهُ
- اى فرزند آدم هنگامى كه ببينى پروردگارت پىدرپى نعمتهايش را بر تو مىفرستد در حالى كه تو معصيت او را ميكنى بترس (كه مجازات سنگينى در انتظار تو است.) (حكمت 25)
16- شوق بهشت : فَمَنِ اشْتَاقَ إِلَى الْجَنَّةِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَات
- كسى كه مشتاق بهشت باشد از شهوات و تمايلات سركش بر كنار مىرود. (حكمت 27)
17- آمادگي براي مرگ : مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ إِلَى الْخَيْرَاتِ
- آن كس كه مرگ را انتظار مىكشد در نيكىها شتاب مىكند. (حكمت 27)
18- درست انديشيدن: فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْم - آن كس كه خوب بفهمد، به اعماق دانش آگاهى پيدا مىكند.حكمت 27
19-امربه خوبيها:فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِينآن كسى كه امربه معروف كندپشت مؤمنان رامحكمكردهاست.حكمت 27
20- نهي ازبديها:مَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْكَرِ أَرْغَمَ أُنُوفَ الْكَافِرِين كسى كه نهى ازمنكرنمايد بينى كافران را برخاك ماليده است حكمت27
21- در جستجوي اسرار ديگران : فَمَنْ تَعَمَّقَ لَمْ يُنِبْ إِلَى الْحَق
- آن كس كه به دنبال اوهام و جستجوى اسرار ديگران برود به حق باز نمىگردد. (حكمت 27)
22- خطر لجاجت : مَنْ شَاقَّ وَعُرَتْ عَلَيْهِ طُرُقُهُ وَ أَعْضَلَ عَلَيْهِ أَمْرُهُ وَ ضَاقَ عَلَيْهِ مَخْرَجُهُ
آن كس كه به عنادو لجاج پردازد،راهها برايش پرازسنگ وناهموار وكارها بر او سخت وپيچيده مىشوندودرتنگناقرارمىگيرد.حكمت 27
23- نيكي و نيكوكار : فَاعِلُ الْخَيْرِ خَيْرٌ مِنْهُ وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْه
- كسى كه كار نيك انجام مىدهد خودش از آن كار بهتر است، و انجام دهنده كار شر، از آن كار بدتر است (چرا كه آنچه در دل دارند بيش از آن است كه انجام مىدهند). (حكمت32)
24- آرزوهاي طولاني: مَنْ أَطَالَ الْأَمَلَ أَسَاءَ الْعَمَلَ - كسى كه آرزويش طولانى كند عملش را بد خواهد كرد.حكمت36
25- واجب يا مستحب: لَا قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ
- كارهاى مستحب اگر بواجبات زيان رساند موجب قرب خدا نمىشود. (حكمت(39
26- يادي از يك دوست
فِي ذِكْرِ خَبَّابِ بْنِ الْأَرَتِّ يَرْحَمُ اللَّهُ خَبَّابَ بْنَ الْأَرَتِّ فَلَقَدْ أَسْلَمَ رَاغِباً وَ هَاجَرَ طَائِعاً وَ قَنِعَ بِالْكَفَافِ وَ رَضِيَ عَنِ اللَّهِ وَ عَاشَ مُجَاهِداً
- در ياد يكى از ياران، «خبّاب بن أرت» فرمود: خدا خبّاب بن أرت«» را رحمت كند، با رغبت مسلمان شد، و از روى فرمانبردارى هجرت كرد، و با قناعت زندگى گذراند، و از خدا راضى بود، و مجاهد زندگى كرد. (حكمت43 )
27- بصيرت مومن : لَوْ ضَرَبْتُ خَيْشُومَ الْمُؤْمِنِ بِسَيْفِي هَذَا عَلَى أَنْ يُبْغِضَنِي مَا أَبْغَضَنِي
- اگر با شمشيرم بر بينى مؤمن بزنم كه دشمن من شود، با من دشمنى نخواهد كرد. (حكمت45)
28- كينه توزي منافق : لَوْ صَبَبْتُ الدُّنْيَا بِجَمَّاتِهَا عَلَى الْمُنَافِقِ عَلَى أَنْ يُحِبَّنِي مَا أَحَبَّنِي
- اگر تمام دنيا را به منافق ببخشم تا مرا دوست بدارد، دوست من نخواهد شد. (حكمت45)
29- اخلاقي : احْذَرُوا صَوْلَةَ الْكَرِيمِ إِذَا جَاعَ وَ اللَّئِيمِ إِذَا شَبِعَ
- از حملهى جوانمرد به هنگامى كه مظلوم واقع شده (و تحت فشار قرار گرفته) و شخص پست موقعى كه مورد احترام قرار گرفت پرهيز كنيد. (حكمت49)
30- فقر و غنا : الْغِنَى فِي الْغُرْبَةِ وَطَنٌ وَ الْفَقْرُ فِي الْوَطَنِ غُرْبَةٌ
- «بىنيازى» در غربت «وطن» است. و «نيازمندى» در وطن «غربت» است (زيرا انسان بىنياز هر كجا باشد وسائل برايش فراهم و افراد را مىگيرند. ولى نيازمند اقوام و بستگان نيز رهايش مىكنند). (حكمت56)
31- دوست خوب : مَنْ حَذَّرَكَ كَمَنْ بَشَّرَكَ - آن كه تو را هشدار داد، چون كسى است كه مژده داد. (حكمت59)
32- يك پشتيبان: الشَّفِيعُ جَنَاحُ الطَّالِبِ - شفاعت كننده چونان بال و پر در خواست كننده است. (حكمت63)
33- تكاليف الهي : انَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَمَرَ عِبَادَهُ تَخْيِيراً وَ نَهَاهُمْ تَحْذِيراً وَ كَلَّفَ يَسِيراً وَ لَمْ يُكَلِّفْ عَسِيرا
- خداوند سبحان بندگان خود را فرمان داد در حالى كه اختيار دارند، و نهى فرمود تا بترسند، احكام آسانى را واجب كرد، و چيز دشوارى را تكليف نفرمود. (حكمت73)
34- كيفر و پاداش الهي : أَعْطَى عَلَى الْقَلِيلِ كَثِيراً وَ لَمْ يُعْصَ مَغْلُوباً وَ لَمْ يُطَعْ مُكْرِهاً
خداوند پاداش اعمال اندك را فراوان قرار داد، با نافرمانى بندگان مغلوب نخواهد شد، و با اكراه و اجبار اطاعت نمىشود.(حكمت73)
35- ارزش هر كس : قِيمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مَا يُحْسِنُه
- قيمت و ارزش هر كس باندازه كارى است كه بخوبى مىتواند انجام دهد. (حكمت81)
36- استقامت : عَلَيْكُمْ بِالصَّبْرِ فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْإِيمَانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَد وَلَا خَيْرَ فِي جَسَدٍ لَارَأْسَ مَعَهُ وَ لَافِي إِيمَانٍ لَا صَبْرَمَعَهُ
بر شما باد به شكيبايى، كه شكيبايى، ايمان را چون سر است بر بدنو ايمان بدون شكيبايى چونان بدن بىسر، ارزشى ندارد. (حكمت81)
37- رابطه با خدا : مَنْ أَصْلَحَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ
- كسى كه ميان خود و خدا را اصلاح كند، خداوند ميان او و مردم را اصلاح خواهد نمود. (حكمت86)
38- توشه آخرت : فَتَزَوَّدُوا فِي الدُّنْيَا مِنَ الدُّنْيَا مَا تَحْرُزُونَ بِهِ أَنْفُسَكُمْ غَداً
- بنابر اين در دنيا توشهاى تهيه كنيد كه در جهان آخرت شما را از عذاب و آتش الهى حفظ كند.(خطبه 28)
39- امروز براي كار: إِنَّ الْيَوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ غَداً حِسَابٌ وَ لَا عَمَلَ
- امروز هنگام عمل است نه حسابرسى، و فردا روز حسابرسى است نه عمل. (خطبه 42)
40- بكار بستن حكمت: رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً سَمِعَ حُكْماً فَوَعَى وَ دُعِيَ إِلَى رَشَادٍ فَدَنَا
- خدا رحمت كند كسى را كه چون سخن حكيمانه بشنود، خوب فرا گيرد، و چون هدايت شود بپذيرد. خطبه 75
41- محبوبترين بنده: عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ مِنْ أَحَبِّ عِبَادِ اللَّهِ إِلَيْهِ عَبْداً أَعَانَهُ اللَّهُ عَلَى نَفْسِهِ
-اى بندگان خدا همانا بهترين و محبوبترين بنده نزد خدا، بندهاى است كه خدا او را در پيكار با نفس يارى داده است. خطبه 86
42- انديشه ، الهام ، بينايي : رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً تَفَكَّرَ فَاعْتَبَرَ وَ اعْتَبَرَ فَأَبْصَرَ
- خدا بيامرزد كسى را كه بدرستى فكر كند، و پند گيرد، و آگاهى يابد، و بينا شود (خطبه 103)
43- خودشناسي : منهاالْعَالِمُ مَنْ عَرَفَ قَدْرَهُ وَ كَفَى بِالْمَرْءِ جَهْلًا أَلَّا يَعْرِفَ قَدْرَهُ
- دانا كسى است كه قدر خود را بشناسد. و براى نادانى انسان همين بس كه از قدر خويش بيخبر ماند. (خطبه 103)
44- ايمان وسيله تقرب : إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى الْإِيمَانُ بِهِ وَ بِرَسُولِهِ
- همانا بهترين چيزى كه انسانها مىتوانند با آن به خداى سبحان نزديك شوند، ايمان به خدا و ايمان به پيامبر (ص). (خطبه 110)
45- جهاد قله اسلام : الْجِهَادُ فِي سَبِيلِهِ فَإِنَّهُ ذِرْوَةُ الْإِسْلَامِ - وجهاد در راه خدا قله مرتفع اسلام است. (خطبه 110)
46- نمازراه ورسم مسلماني : قَامُ الصَّلَاةِ فَإِنَّهَا الْمِلَّةُ - به پا داشتن نماز آئين اسلام است. (خطبه 110)
47- آخرت فروشي: لَا تَبِعْ آخِرَتَكَ بِدُنْيَاك - آخرتت را به دنيايت مفروش. ( نامه 31)
48- امر به معروف: أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ تَكُنْ مِنْ أَهْلِه - فرزندم به نيكي امر كن تا خود اهل نيكي باشي. ( نامه 31)
49- دقت در دين: تَفَقَّهْ فِي الدِّين - دين را نيكو بياموز. ( نامه 31)
50- احسان: أَحْسِنْ كَمَا تُحِبُّ أَنْ يُحْسَنَ إِلَيْك - نيكى كن، همان طور كه دوست دارى نسبت بتو نيكى كنند.( نامه 31)
51- مرز سخن گفتن: لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ وَ إِنْ قَلَّ مَا تَعْلَم - آنچه نمىدانى نگو، گرچه آنچه را مىدانى اندك است.( نامه 31)
52- لب فرو بستن
لَا تَقُلْ مَا لَا تُحِبُّ أَنْ يُقَالَ لَك - آنچه را دوست ندارى به تو نسبت دهند، در باره ديگران مگو. ( نامه 31)
53- رازداري
الْمَرْءُ أَحْفَظُ لِسِرِّه - انسان اسرار خويش را بهتر از هر كس ديگر نگهدارى مىكند. ( نامه 31)
54 - ساماندهي كار آخرت
مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ وَ مَنْ كَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ كَانَ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ
- كسى كه كار آخرتش را اصلاح نمايد، خدا هم زندگيش را در دنيا اصلاح فرمايد. و آنكه خودش به خودش پند و اندرز بدهد، خدا او را در سايه حفظ و حمايتش بنهد. (حكمت89)
55- فقيه واقعي
الْفَقِيهُ كُلُّ الْفَقِيهِ مَنْ لَمْ يُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ لَمْ يُؤْيِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللَّهِ
- فقيه كامل كسى است كه مردم را از آمرزش خدا مأيوس، و از مهربانى او نوميد نكند، و از عذاب ناگهانى خدا ايمن نسازد. (حكمت87)
56 - ارزش يقين
نَوْمٌ عَلَى يَقِينٍ خَيْرٌ مِنْ صَلَاةٍ فِي شَكٍّ
- خوابيدن همراه با يقين، برتر از نمازگزاردن با شك و ترديد است. (حكمت96)
57 - بررسي اخبار
اعْقِلُوا الْخَبَرَ إِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَايَةٍ لَا عَقْلَ رِوَايَةٍ فَإِنَّ رُوَاةَ الْعِلْمِ كَثِيرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِيلٌ
- چون روايتى را شنيديد، آن را بفهميد عمل كنيد، نه بشنويد و نقل كنيد، زيرا راويان علم فراوان، و عمل كنندگان آن اندكند. (حكمت94)
58 - آخر الزمان
يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا يُقَرَّبُ فِيهِ إِلَّا الْمَاحِل
- روزگارى بر مردم خواهد آمد كه محترم نشمارند جز سخن چين را. (حكمت98)
59 - شك در خدا
عَجِبْتُ لِمَنْ شَكَّ فِي اللَّهِ وَ هُوَ يَرَى خَلْقَ اللَّهِ
- در شگفتم از آن كس كه آفرينش پديدهها را مىنگرد و در وجود خدا ترديد دارد. (حكمت126)
60 - سرماي بهاري وپاييزي
تَوَقَّوُا الْبَرْدَ فِي أَوَّلِهِ وَ تَلَقَّوْهُ فِي آخِرِهِ فَإِنَّهُ يَفْعَلُ فِي الْأَبْدَانِ كَفِعْلِهِ فِي الْأَشْجَارِ أَوَّلُهُ يُحْرِقُ وَ آخِرُهُ يُورِقُ
- بپرهيزيد از سرما در آغازش (در پائيز) و استقبال كنيد از آن در آخرش (نزديك بهار) زيرا در بدنها همان مىكند كه با درختان مىكند. در آغاز خشك مىكند و در آخر برك مىآورد. (حكمت123)
61- دوست آن باشد كه ….
لَا يَكُونُ الصَّدِيقُ صَدِيقاً حَتَّى يَحْفَظَ أَخَاهُ فِي ثَلَاثٍ فِي نَكْبَتِهِ وَ غَيْبَتِهِ وَ وَفَاتِهِ
- دوست، دوست نيست مگر آن كه حقوق برادرش را در سه جايگاه نگهبان باشد: در روزگار گرفتارى، آن هنگام كه حضور ندارد، و پس از مرگ. (حكمت129)
62 - تقدير الهي
تَنْزِلُ الْمَعُونَةُ عَلَى قَدْرِ الْمَئُونَةِ - كمك الهى به اندازه نياز فرود مىآيد. (حكمت133)
63 - ظرفيت دلها
يَا كُمَيْلُ بْنَ زِيَادٍ إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِيَةٌ فَخَيْرُهَا أَوْعَاهَا
- اى كميل بن زياد اين قلبها بسان ظرفهايى هستند، كه بهترين آنها، فراگيرترين آنهاست. (حكمت146)
64 - مردم شناسي
النَّاسُ ثَلَاثَةٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِيٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ يَمِيلُونَ مَعَ كُلِّ رِيحٍ لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَى رُكْنٍ وَثِيق
- مردم سه گروهند: اول علماى الهى، دوم دانش طلبانى كه در راه نجات دنبال تحصيل علمند، و سوم احمقان بىسر و پا كه دنبال هر صدائى مىدوند و با هر بادى حركت مىكنند همانها كه با نور علم روشن نشدهاند و به ستون محكمى پناه نبردهاند. (حكمت154)
65 - علم يا ثروت
يَا كُمَيْلُ الْعِلْمُ خَيْرٌ مِنَ الْمَالِ الْعِلْمُ يَحْرُسُكَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ وَ الْمَالُ تَنْقُصُهُ النَّفَقَةُ وَ الْعِلْمُ يَزْكُو عَلَى الْإِنْفَاقِ وَ صَنِيعُ الْمَالِ يَزُولُ بِزَوَالِهِ
- اى كميل:دانش بهترازمال است،زيراعلم، نگهبان تو است، و مال را تو بايد نگهبان باشى مال با بخشش كاستى پذيرد امّا علم با بخشش فزونى گيرد، و مقام و شخصيّتى كه با مال به دست آمده بانابودى مال،نابودمىگردد. (حكمت154)
66 - استبداد رأي
مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا
- هر كس خود رأى شد به هلاكت رسيد. (حكمت 161)
67 - لقمه اي گلوگير
كَمْ مِنْ أَكْلَةٍ مَنَعَتْ أَكَلَاتٍ
- بسيار مىشود كه يك وعده غذا (غذاى نامناسب) جلوى عدههاى متعدد غذا را مىگيرد. (حكمت171)
68 - آشنايي با آراء ديگران
مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَإِ
- كسى كه از افكار ديگران استقبال كند موارد خطا را مىشناسد (يعنى با مشورت به اشتباه نمىافتد). ( حكمت173)
69 - وسيله رياست و مديريت
آلَةُ الرِّيَاسَةِ سَعَةُ الصَّدْرِ - بردبارى و تحمّل سختىها، ابزار رياست است. (حكمت173)
70 - حاصل كوتاهي
ثَمَرَةُ التَّفْرِيطِ النَّدَامَةُ وَ ثَمَرَةُ الْحَزْمِ السَّلَامَةُ
- ثمره تفريط پشيمانى است، و ثمره دور انديشى سلامت. (حكمت181)
71 - سخن يا سكوت
لَا خَيْرَ فِي الصَّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ كَمَا أَنَّهُ لَا خَيْرَ فِي الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ
- آنجا كه بايد سخن درست گفت، در خاموشى خيرى نيست، چنانكه در سخن نا آگاهانه نيز خيرى نخواهد بود. (حكمت182)
72 - شكيبايي
مَنْ لَمْ يُنْجِهِ الصَّبْرُ أَهْلَكَهُ الْجَزَعُ
- كسى كه صبر و شكيبائى او را نجات ندهد. بيتابى او را از پاى درمىآورد. (حكمت189)
73 - تجربه اندوزي
مِنَ التَّوْفِيقِ حِفْظُ التَّجْرِبَةِ - نگهدارى تجربه بخشى از موفقيت است. (حكمت209)
74 - مسير رشد : مَنْ خَافَ أَمِنَ وَ مَنِ اعْتَبَرَ أَبْصَرَ وَ مَنْ أَبْصَرَ فَهِمَ وَ مَنْ فَهِمَ عَلِمَ
- كسى كه (از خدا) بترسد ايمنى مىيابد، كسى كه عبرت گيرد بينا مىشود و كسى كه بينا گردد مىفهمد، و آن كس كه فهم دارد دانا مىشود. (حكمت208)
75 - تحمل سختي ها: أَغْضِ عَلَى الْقَذَى وَ الْأَلَمِ تَرْضَ أَبَداً
- (مشكلات را تحمل كن) و چشم خود را بر خاشاك و رنجها فرو بند تا هميشه راضى باشى. (حكمت213)
76- سروري
بِاحْتِمَالِ الْمُؤَنِ يَجِبُ السُّؤْدُد - با پرداخت هزينهها، بزرگى و سرورى ثابت گردد. (حكمت224)
77 - زكات واجبي ديني
إِيتَاءُ الزَّكَاةِ فَإِنَّهَا فَرِيضَةٌ وَاجِبَةٌ - پرداختن زكات تكليف واجب الهى است. (خطبه110)
78 - روزه سپر آتش
صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِنَّهُ جُنَّةٌ مِنَ الْعِقَابِ - روزه ماه رمضان، سپرى برابر عذاب الهى است. (خطبه110)
79 - صدقه آشكار
صَدَقَةُ الْعَلَانِيَةِ فَإِنَّهَا تَدْفَعُ مِيتَةَ السُّوءِ
- صدقههاى آشكار كه از مرگهاى ناگهانى و بد پيشگيرى ميكند. (خطبه110)
80- كار خوب: صَنَائِعُ الْمَعْرُوفِ فَإِنَّهَا تَقِي مَصَارِعَ الْهَوَانِ
- نيكوكارى انسان را از لغزشها و شكستهاى خوار كننده از مىدارد. (خطبه110)
تسلیت ایام سوگواری ماه محرم

گرامیداشت دفاع مقدس


پيامدها و دستاوردهاي دفاع مقدس (1)
پيامدها و دستاوردهاي سياسي ـ فرهنگي ـ اقتصادي دفاع مقدس
1. اعتماد به نفس و خودباوري
در جنگ و دفاع مقدس هشت ساله، به اين نتيجه رسيديم كه بايد بر روي پاي خود بايستيم و به اين خودباوري دست يافتيم كه، ميتوان ساليان سال عليه تمامي قدرتها و ابرقدرتها مبارزه كرد؛ همچنان كه حضرت امام( رحمت الله علیه ) فرمودند: «ما در اين جنگ، اُبهت دو قدرت شرق و غرب را شكستيم.»
شكستن اُبهت دو قدرت شرق و غرب، نه فقط در صحنههاي نبرد و جنگ، بلكه در تمامي صحنهها به دست آمد. با خودباوري و اعتماد به نفس ايجاد شده در مردم، به پيشرفتها و ابتكاراتي دست زديم كه تحسين دوست و دشمن را برانگيخت. درتحريم اقتصادي، صبورانه با روحيهي قناعت و صرفهجويي مقاومت كرديم و اقدام به ساخت وسايل و قطعات مختلف نموده، تا مرز خودكفايي در كالاها و محصولات اساسي پيش رفتيم و در يك جمله؛ ملت ما ثابت كرد كه، اگر بخواهيم، ميتوانيم و اينها همه از بركات جنگ تحميلي و تحريمهاي مختلف بود كه به قول امام( رحمت الله علیه ): «اين جنگ و تحريم اقتصادي و اخراج كارشناسان خارجي،تحفهاي الهي بود كه ما از آن غافل بوديم»؛ و اين وصيت رهبر خودباور جامعه است كه «انتظار نداشته باشيد كه از خارج كسي به شما در رسيدن به هدف،كه ]همان[ اسلام و پياده كردن احكام اسلام است، كمك كند. خود بايد به اين امر حياتي كه آزادي و استقلال را تحقق ميبخشد، قيام كنيد.»
2. شكوفايي استعداد و خلاقيت
در مورد حركت هوشيارانهي شركت دادن نيروهاي مردمي در جنگ، به ياد داريم كه اين امر با مخالفت ليبرالها و جناح بنيصدر معزول روبهرو گرديد. آنها معتقد بودند كه جنگ را تنها بايد به ارتش واگذار كرد، ولي حضرت امام( رحمت الله علیه ) به دليل آگاهي عميقي كه از اهداف بنيادي دشمن، مبني بر براندازي نظام و انقلاب داشتند، راه چاره و رفع توطئه را در اين ميديدند كه ملت به مثابهي قيام پيروزمندانه در مقابل رژيم ستمشاهي، در جنگ نيز يكپارچه به مقابله برخيزند و اين استراتژي، البته تأثيري عميق و شگرف بر روند پيروزيهاي جبههي حق گذاشت؛ و بدين ترتيب بود كه راه بروز خلاقيتها و ابتكارات از سوي نهادهاي رسمي و غير رسمي مربوط در جنگ هموار گرديد. خلاقيتهاي بيشمار در زمينهي تدارك تجهيزات جنگي و لجستيكي ـ مانند ايجاد پلهاي خيبر و اروند رود ـ نقش ويژهاي در پيروزي عملياتها ايفا نمود.
3. رشد باورهاي ديني
خوشــا روزي كه گـرم جنگ بوديم
ميـان رنگها بـــيرنگ بـوديـم
دل هركس شهــادت را طلب داشت
حديث عشق و مستي را به لب داشت
خوشـا تنـهايــــي شبهـاي سنگر
كـه دل بـود و تمــنا بـود و دلـبر
4. تولد تفكر بسيجي
بعد از اشغال لانهي جاسوسي امريكا در ايران توسط دانشجويان پيرو خط امام، حضرت امام در طي يك سخنراني خطاب به اعضاي ستاد مركزي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي فرمودند كه بايد ارتش 20 ميليوني تشكيل شود. امام( رحمت الله علیه ) با اشاره به اين مطلب كه«مملكت اسلامي همهاش بايد نظامي باشد» و اين كه «اگر كشوري 20 ميليون جوان دارد، بايد 20 ميليون تفنگدار داشته باشد»، توجه فرماندهان سپاه را به اين امر مهم معطوف داشتند.
به دنبال فرمان امام، در طي مدت كوتاهي حدود يك ميليون و دويست هزار نفر در سراسر كشور در واحدهاي سپاه ثبت نام كردند،كه بعداً به چندين ميليون نفر رسيد. اينها از اقشار مختلف مردم بوده و اغلب در جريان انقلاب آموزشهايي هم ديده بودند.
بعد از رهنمود امام، ستاد ويژهاي تحت عنوان واحد بسيج مستضعفين در سپاه به وجود آمد و امر آموزش و سازماندهي نيروهاي مردمي را در سراسر ايران به طور ضربتي به عهده گرفت.
دربارهي نقش نيروهاي مردمي، ميتوان گفت كه حضور آنها در نيروهاي منظم و نامنظم، به تقويت روحي و رزمي سپاهيان اسلام منجر شد. به علاوه، آنها در مسألهي تغذيه و تدارك جبهه، كندن سنگرهاي انفرادي و اجتماعي، رساندن مهمات، ساختن پل، گشت زني، كسب اطلاعات و تأمين نياز انساني جبههها، نقش عمدهاي ايفا كردند. اين نيروها در داخل شهرها نيز نقش مهمي در تهيهي تداركات براي جبهه، مسايل مربوط به مبارزه با ضد انقلاب و مراكز فساد، و غيره داشتند. در قسمتهاي ديگر، نهادهايي در رابطه با جنگ به وجود آمدند؛ مثل ستاد بسيج اقتصادي، بنياد امور جنگ زدگان، ستاد تداوم امداد به مناطق جنگي، ستاد جنگهاي نامنظم و غيره.
5. رشد فضايل اخلاقي و معنوي
بسيار ديدهايم يادگاران عزيز جنگ را كه بر سوگ از دست دادن جبهه و جنگ سخت ميگريند. گريهي آنان در حسرت خونريزي و خشونت جنگ نيست، بلكه براي از دست رفتن آن فضاي روحاني و معنوي است. بچههاي جنگ در آن فضاي معنوي به تصفيه و تزكيه ميپرداختند و دل خود را به نور حق مصفا ميكردند و به فرمودهي امام راحل( رحمت الله علیه ) راه صد ساله را يك شبه ميپيمودند؛ بدان گونه كه «پير ميكدهي عشق» آن رزمندهي سيزده ساله را رهبر خويش ميخواند و در «نماز عشق خود» به او اقتدا ميكند. اين بُعد از جنگ، يكي از زيباترين ابعاد جنگ است، از اين رو آشنايي با آن و زمينهي ايجاد شناخت آن، نياز مبرم جامعه خصوصاً جوانان است و اين مستلزم عبور از سطح ملموس جنگ و نقب به بطن و حقيقت جنگ است.
6. تحول در صنايع دفاعي كشور
يكي از مهمترين بركات جنگ، همين ابتكارات و نوآوريها در جنگ بود كه باعث شد شعار زيباي نياز ايراني بايد به دست ايراني برطرف گردد، از حالت آرماني به واقعيت تبديل شود و اولين جرقههاي اميد در دل جوانان اين مرز و بوم كه «ميتوان به خود متكي بود و كشوري مستقل داشت»، درخشيدن بگيرد.
معاملات تسليحاتي در دنياي كنوني، معادلات خاصي دارد؛ به طوري كه كشور فروشنده با فروش تسليحات به كشور خريدار، نوعي وابستگي نظامي را به خريدار تحميل ميكند و به گونهاي عمل ميشود كه بدون كشور فروشنده، تسليحات بدون استفاده باقي بماند. اگر به روابط تسليحاتي كشورهاي جهان سوم و خصوصاً كشورهاي عربي خليج فارس نگاه كنيم، به وضوح صحت اين مطلب را ميبينيم. تمام اين كشورها با خريد تسليحات، مجبور شدهاند چندين پايگاه نظامي خود را به كشورهاي فروشندهي تسليحات واگذار نمايند.
اين وضعيت و استعمار نو، در ايرانِ پيش از انقلاب نيز حاكم بود و جالب اين كه دشمنان انقلاب با همين پيش فرض، بعد از حملهي رژيم بعث عراق به ايران اسلامي، به واسطه خارج شدن وابستگان نظامي خارجي، فكر ميكردند تمام حركتهاي نظامي ايران راكد خواهد ماند و به زودي جمهوري اسلامي ايران شكست خواهد خورد.
به حول و قوهي الهي و رهبري داهيانهي حضرت امام( رحمت الله علیه ) و با رشادت و خلاقيت جوانان غيور و با ايمان اين كشور، تحولات شگرفي رخ داد. بيشك ميتوان گفت اگر جنگ نبود، و كشور در محاصرهي اقتصادي و سياسي دنيا قرار نميگرفت، اين پيشرفتهاي عظيم تسليحاتي و نظامي در كشور حاصل نميشد.
7. تزكيهي نظام اداري كشور
بدين طريق كه چون جنگ خارجي و اقدامات ستون پنجم داخلي به طور همزمان پيش ميرفت، عوامل وابسته به دشمن خارجي، خواه ناخواه دست به اقداماتي زدند كه اگر چه باعث خسارتهايي شد، اما موجبات افشاي آنها و تصفيهي ادارات را فراهم كرد.
اگر به اقدامات ليبراليسم وابسته در معوق گذاشتن استخدام نيروهاي انقلابي از يك سو، و تعطيلي ادارات به بهانهي پاكسازي از سوي ديگر توجه كنيم، ميتوانيم بفهميم كه دشمن در حملهي نظامي خارجي، تا چه ميزان روي اقدامات ستون پنجم خود حساب ميكرد. بروز جنگ، هواداران راستين انقلاب را روي اين نكته بيشتر حساس نمود و به رغم مقاومت ليبرالهاي وابسته، انقلاب را از گزند ستون پنجم حفظ كردند.
8. حضور داوطلبانهي مردم در جبههها
عملياتهاي طريق القدس، فتح المبين، بيت المقدس، رمضان و ... نبردهايي بود كه در آن مردمي بودن جنگ، آشكار شد و حضور آنان همراه با پيروزيهاي بزرگي براي كشور ما همراه بود. احتياجي به آمار و ارقام دال بر حضور خيل عظيم مردم در جبههها نيست. ما خود، شاهد اعزام داوطلبانه و چشمگير مسلماناني معتقد و كار آمد به ميادين جنگ بوديم. آنها جنگ را در بُعد اقتصادي تقويت كردند، و با صبر و استقامت خويش بر مصائب و مشكلات ناشي از جنگ فايق آمدند. حضور مردم در راهپيماييها و مراسم دعا و نيايش، جمعه و جماعات، رزمندگان و مسؤولان ادارهي جنگ را تشويق ميكرد تا با صلابت به دفاع بپردازند. اما انگيزههاي حضور گستردهي مردم در جبهه عبارتند از:
الف. احساس تكليف براي دفاع
يك مسلمان، انجام تكاليفي مثل جهاد را كه خداوند برايش مقرر كرده، واجب ميداند و براي اداي آن حاضر است از همه چيز خود بگذرد. مردم ما و رزمندگان، شركت در جنگ را يك تكليف شرعي، ملي و انقلابي ميدانستند و با امام و رهبرشان همصدا بودند كه؛ «ما هدفمان اين است كه تكليفمان را عمل كنيم. تكليف ما اين است كه از اسلام و ثغور آن صيانت كنيم. كشته شويم تكليف را عمل كرديم، بكشيم هم تكليف را عمل كرديم.»
اين انگيزهي قوي مذهبي، نيرويي بود كه ملت ما را به عرصهي مصاف با دشمنانش ميكشاند.
ب. دفاع ازموجوديت اسلام و انقلاب اسلامي و حفظ تماميت ارضي كشور
استكبار و ايادياش با تحميل جنگ، نابودي اسلام و موجوديت انقلاب اسلامي را هدف قرار داده بودند. مردم ما كه آگاه به اين توطئهي نظامي دشمنان بودند، با حضورشان در جبهه، مانع تحقق آن شدند. از سوي ديگر، آنها مطلع بودند كه تا به حال هر جنگي كه در كشور ما درگرفته، منجر به تجزيهي بخشي از خاك كشورمان شده است. براي نمونه، طي دو جنگ ايران و روس، شهرها و سرزمينهايي به اندازهي نصف فعلي كشورمان از ايران جدا شد. اما اين بار در جنگ تحميلي عراق عليه ايران با بينش بالاي تاريخي خود، جلوي تجزيهي ايران را گرفتند و تماميت ارضي آن را حفظ كردند.
9. سنجش ظرفيت دفاعي مردم
اين فرهنگ، قدرت حماسي شگفتآور خود را در جنگ نشان داد و به رغم پشتيباني همهي قدرتهاي جهاني از نيروهاي بعثي، 2800 روز دفاع غرور آفرين خود را پشت سر گذاشت و با سربلندي و پيروزي، تجربهي موفقي در كارنامهي كشور به ثبت رساند، كه ازگذشته تا كنون سابقه نداشته است.
10. نيروهاي مردمي عشايري
مجموعه خصلتهاي عشايري ايلات ايران ـ يعني آزادي، آزادگي، قداكاري و ايثار در راه اسلام ـ هميشه نقشههاي شوم استعمارگران و ايادي آنها را نقش بر آب كرده است. عشاير به عنوان يك ركن قوي در حراست از مرزهاي ايران، بايد همواره مورد توجه باشند، و از همين رو حضرت امام در مورد عشاير فرمودند: «عشاير ذخاير انقلابند.»
نيروهاي مردمي در همهي صحنهها ـ از روستا گرفته تا شهرهاي كوچك و بزرگ ـ در كوهها، كويرها و دشتها و همهي صحنههاي نبرد حضور داشته، يار و ياور نيروهاي نظامي بودند.
11. تجارب سياسي
در جريان جنگ تجربه كرديم كه ما در دنيا تقريباً تنها هستيم و تنها پشتوانهي ما، نيروهاي مردمي دركشورهاي مسلمان و مردم جهان ميباشند، كه به دليل سلطهي رژيمهاي وابسته، دفاع فعال و عملي آنها از انقلاب با مشكلات اساسي روبرو بود. ولي به رغم اين مشكلات، نيروهاي مردمي ملل منطقه كمك كردند.
يكي ديگر از تجارب سياسي ما، ضرورت سازماندهي و تشكيلات بود. به هنگام حملهي غافلگيرانه دشمن به 800 كيلومتر از مرزهاي جنوب و غرب، ضرورت ايجاد سازماندهي و تشكيلات قوي نظامي و مردمي متناسب با ويژگيهاي انقلاب اسلامي مشخص شد.
ضرورت فعال شدن سياست خارجي در زمان جنگ براي توسعهي منابع قدرت انقلاب و به كار گرفتن امكانات در خارج از كشور، يكي ديگر از تجارب انقلاب اسلامي بود؛ به طوري كه اتخاذ ديپلماسي تماس با كشورهاي برادر، دوست و حتي غير متخاصم، يكي از حركتهاي وزارت خارجهي جمهوري اسلامي را تشكيل ميداد.
هماهنگي رسانههاي گروهي با جنگ و ضرورت گزارش اخبار جنگ از كانال مشخص و مورد تأييد شوراي عالي دفاع، يكي ديگر از تجارب سياسي حاصل از جنگ بود.
تجربهي ديگر ما، مبارزهي فعال با ضد انقلاب داخلي توأم با نبرد گسترده عليه تجاوز خارجي بود. در شرايطي كه صدام امريكايي به ايران انقلابي تجاوز كرده بود، كليهي گروههاي وابسته در كردستان، ديگر نميتوانستند انگيزهاي براي مقابله با حاكميت انقلابي مردم و انقلاب اسلامي داشته باشند.
12. تجارب اقتصادي
مديريت انقلاب اسلامي با تكيه بر معنويت انقلاب، ميتوانست زمينهي مساعدي براي حركتهاي بنيادي در ابعاد مختلف مورد نياز خود به دست آورد. براي مثال، يكي از سنتهاي مردم ايران به دليل تهاجمات مكرر بيگانگان و ايجاد قحطي در مراحل خاص تاريخي، سنت ذخيره سازي بود. اين سنت در شرايط جنگي ميتوانست ضربهي كاري بر اقتصاد انقلاب در شرايط جنگ بزند؛ چرا كه با هجوم مردم و خريد گستردهي كالاهاي ضروري و مورد نياز، قحطي مصنوعي رخ ميداد. امّا معنويتگرايي مردم به عنوان يكي از اساسيترين ويژگيهاي انقلاب ما، مانع از ضربهپذيري اقتصاد انقلاب خصوصاً در زمان جنگ شد. هر چند كه قشر رفاهطلب جامعهي ما دست از ذخيرهي مواد اوليه و مورد نياز نكشيدند، ولي اكثريت مردم مسلمان ما مراعات شرايط سخت آن روز را ميكردند.
يكي ديگر از تجاربي كه در حوزهي اقتصادي در شرايط جنگ كسب كرديم، توزيع عادلانهي كالا بود.
توزيع عادلانهي كالا ميتوانست مواد ضروري و مورد نياز زندگي اكثريت مردم را با قيمت مناسب در اختيار آنها قرار دهد و زمينههاي نارضايتي عمومي را از بين ببرد؛ چرا كه محدوديت كالاهاي مورد نياز عامه و تقاضاي بيش از حد مردم در شرايط جنگي، ميتوانست تورم سنگيني بر مردم محروم ما تحميل كرده و زمينههاي مانور ضد انقلاب را براي تاختن بر انقلابيون فراهم كند و مثل مگسي روي زخمهاي طبيعي يك انقلاب نشسته، فساد خويش را توسعه بخشند، تا شايد بتوانند منافع از دست رفتهي خود را تجديدكنند. اساساً در جنگهاي گستردهي نظامي، آنقدر فشارهاي اقتصادي و تورم شديد است كه نارضايتيهاي عمومي موجب تغيير مكرر دولتها ميشود. اين بود كه توزيع عادلانهي كالاهاي ضروري و مورد نياز عامهي مردم، يكي از مهمترين تجارب اقتصادي ما در شرايط جنگي بود. بر اين اساس بود كه كالاهايي مانند بنزين، شكر و قند، برنج، روغن و ديگر كالاهاي ضروري و اساسي بر اساس سيستمهاي خاصي سهميه بندي شد.
سومين تجربهي اقتصادي حاصل از جنگ، ذخيرهي مواد اوليه و ضروري زندگي عامهي مردم توسط بخشهاي مسؤول بود؛ چرا كه جنگ دراز مدت و مردمي ما نياز مبرمي به اين ذخيره سازي داشت؛ به طوريكه اگر مواد اوليه و ضروري زندگي عامهي مردم براي سالهايي كه مردم در جنگ به سر ميبرند، به اندازهي كافي ذخيره نشود، امكان مقاومت نيروهاي مردمي درجنگ فرسايشي و در دراز مدت از بين ميرود. اين است كه براي حفظ موجوديت استقلال انقلاب، ضروري بود كه مديريت انقلاب قدرت ذخيرهي كالاهاي مورد نياز و ضروري مردم و جنگ را تا چند سال بالا ببرد.
يكي ديگر از تجارب اقتصادي حاصل از جنگ، خارج كردن «بودجه» انقلاب از تكيهگاه نفتي آن بود. بودجهي انقلاب تا حدود 75 درصد متكي به نفت بود؛ يعني 75 درصد از منابع درآمد اقتصادي ما را نفت تشكيل ميداد. با توجه به احتمال قوي بمباران منابع و تأسيسات اقتصادي از جمله منابع نفت، ميبايست ضربهپذيري قدرت اقتصادي انقلاب در اين زمينه كاهش مييافت، از اين رو نياز به اين حركت انقلابي در زمان جنگ بسيار ملموس شد؛ به خصوص هنگامي كه توليدات نفت ما به چيزي كمتر از سيصد هزار بشكه در روز رسيد. بنابر اين، لازم بود منابع توليد درآمد خود را توسعه بخشيده، بودجهي انقلاب را از وابستگي شديد به نفت رها كنيم.
بر اين اساس بود كه شهيد رجايي اعلام نمود: «ما نفت را براي سوزاندن و استفادههاي مادي نميخواهيم، بلكه از آن در جهت مبارزه با امپرياليسم استفاده خواهيم كرد؛ چرا كه از نفت هم به عنوان سلاح ميشود استفاده كرد.»
آن شهيد بزرگوار در جايي ديگر ميگويد: «من اميدوارم كه هر يك پيچي كه در نبودن درآمد نفت ساخته ميشود، به اندازهي يك كارخانهي ذوب آهن در ساختن مردم كشور ما نقش داشته باشد.»
اگر انقلاب اسلامي و نيروهاي مردمي ما بتوانند با مصرف كمتر و توليد بيشتر، بودجهي خود را از وابستگي به نفت نجات دهند، با عدم صدور نفت ميتوانند ضربهاي اساسي به اقتصاد غرب وارد آورند، و حركتي اساسي در جهت بهبود اقتصاد مريض به ارث مانده بنمايند.
يكي ديگر از تجارب اقتصادي حاصل از جنگ «سياست صرفهجويي در تمام زمينهها بود». صرفه جويي و جلوگيري از خرجهاي غير ضروري، زمينهي مساعدتري براي مقاومت نيروهاي خودي در عرصهي اقتصادي با دشمن فراهم ميكرد. سياست صرفهجويي دولت در شرايط جنگ، توانست ميلياردها تومان به بودجهي كشور كمك كند و كسري بودجه را تا حدودي كنترل نمايد.
جلوگيري از ورود كالاهاي غير ضروري و مصرفي و لوكس و كنترل ذخيرههاي ارزي كشور و توسعهي منابع درآمد دولت از طريق مالياتها و توليدات و صادرت، از جملهي آنها بود.
يكي ديگر از تجارب اقتصادي حاصل از جنگ، اتكا به قدرت مالي مردم در تمامي ابعاد مورد نياز بود. از آن جا كه جنگ، امكانات يك انقلاب را به طور وسيعي ميبلعد، براي مقاومت و پيروزي، انقلاب نياز به تكيه گاه قوي مالي دارد، و از آن جايي كه يكي از ويژگيهاي انقلاب اسلامي، «مردمي» بودن آن است، ضرورت حضور فعال مردم در جريان جنگ در جبهه و پشت جبهه شديداً مطرح شد. تكيه بر كمكهاي مردمي، چه به صورت نقدي ـ در حسابهاي مشخص شده و صندوقهاي سيار كمك به جبهه در نمازهاي جمعه و اماكن عمومي ـ و چه به صورت جنس و تدارك جنگي، يكي ديگر از تجارب اقتصادي حاصل از جنگ بود.
در جريان جنگ، جمعآوري و هدايت كمكهاي مردمي به صورت جالبي تكامل پيدا كرده، از هرز رفتن كمكهاي جنسي مردم كاملاً جلوگيري شد. اگر صدام با گرفتن متجاوز از 60 ميليارد دلار از رژيمهاي مرتجع منطقه، نيازهاي مالي اقتصاد وابستهي خويش را تأمين كرد، انقلاب اسلامي با تكيهي وسيع بر كمكهاي مردمي، توانست منبع قوي مالي تداركاتي را براي نبرد دراز مدت و مردمي خويش فراهم نمايد.
13. تجارب نظامي
يكي ديگر از تجارب ما، تكيه بر قدرت «ايمان» در نبرد با صدام بود. اساساً در پيروزي عمليات نظامي، عامل انساني در ميان ساير عوامل ـ يعني قدرت آتش و قدرت تحرك واحدهاي عملياتي ـ نقش محوري داشت؛ خصوصاً كه حاكميت ايمان مذهبي بر نيروهاي انساني موجب آن چنان قدرتي ميشود كه قدرت سلاح را از محوريت ساقط ميكند. بر اين اساس بود كه در عمل، بسيج گستردهي نيروهاي مردمي و تسليح و تشكيل آنها براي تداوم يك جنگ طولاني و فرسايشي به كار گرفته شد، و اين مهمترين تجربهي پيروزمند جنگ بود.
از تجارب نظامي ديگر ما، آموزش در حين عمليات، جذب نيرو در جريان نبرد، و شناسايي كادرهاي مردمي و ارتقاي آنها و كادر سازي در حين عمليات پي در پي و طولاني ما بود.
تكوين مهندسي رزمي در جريان نبرد و مشخص شدن ضرورتهاي آن و بهكار گرفتن تجارب كسب شده در حين عمليات و در عمليات بعدي، يكي ديگر از تجارب حاصل از جنگ بود. تجارب دقيق و ظريف ما در جنگ، توانست پيروزيهاي مراحل بعدي عمليات ما را بسيار آسان كند.
اميدواريم كه رزمندگان اسلامي در سپاه و ارتش و بسيج و ساير نيروهاي نظامي و مردمي، تجارب حاصل از جنگ را خصوصاً در مسايل نظامي، جمعآوري و تدوين كنند، تا بتوان اين دستاوردهاي گرانقدر را در واحدهاي آموزشي و تشكّلهاي نظامي بهكار گرفت.
14. تجارب فرهنگي
افسوس كه بعد از دفاع مقدس اين فرهنگ زيبا كه ميتوانست بستر سازندگي كشور هم باشد، مورد آماج دنياخواهي سرمايهداران و مديران رفاهطلب قرار گرفت و اكنون اثري از آن باقي نيست.
15. تحكيم وحدت ملي
آن چه كه توانست به انقلاب اسلامي ما مصونيت لازم را ببخشد، بركات و اثرات مثبت جنگ تحميلي بود، كه خداوند در سايهي رهبري حكيمانه و خردمندانهي امام( رحمت الله علیه ) به مردم ايران ارزاني داشت و درحقيقت، هشت سال جنگ حق، بيمهاي بودكه بايد پرداخت ميشد تا انقلاب اسلامي در مسير اسلام ناب محمدي پايدار بماند و الحق خون بهاي تمامي شهداي جنگ تحميلي، تداوم و استمرار حركت اصيل انقلاب اسلامي بود؛ چنان كه امام( رحمت الله علیه ) در خصوص جنگ ميفرمايند: «هر روز ما در جنگ بركتي داشتهايم كه در همهي صحنهها از آن بهره جستهايم. ما انقلابمان را در جنگ صادر نمودهايم؛ ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نمودهايم؛ ما در جنگ پرده از چهرهي تزوير جهان خواران كنار زديم؛ ما در جنگ، دوستان و دشمنانمان را شناختيم؛ ما در جنگ ابهت دو ابر قدرت شرق و غرب را شكستيم؛ ما در جنگ ريشههاي انقلاب پربار اسلاميمان را محكم كرديم؛ ما در جنگ حس برادري و وطن دوستي را در نهاد يكايك مردممان بارور كرديم؛ ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان داديم كه عليه تمامي قدرتها و ابرقدرتها ساليان سال ميتوان مبارزه كرد؛ و از همهي اينها مهمتر، استمرار روح اسلام انقلابي، در پرتو جنگ تحقق يافت.»
منبع: پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس/راسخون
تسلیت شهادت امام صادق (ع)
کسی که دوست دارد بداند آیا نمازش پذیرفته شده است یا آن را نپذیرفتهاند، با تامل بنگرد که آیا نمازش او را از فحشا و منکر باز داشته؟ پس به اندازهای که او را بازداشته از او پذیرفته میشود.

شیرین ترین نماز
مثل این دختر بچه، نماز میخوانیم؟
حاج آقا قرائتی تعریف میكرد: در ستاد نماز گفتیم، آقازادهها، دخترخانمها، شیرینترین نمازی که خواندید، برای ما بنویسید. یک دختر یازده ساله یک نامه نوشت، همه ما بُهتمان زد، دختر یازده ساله، ما ریشسفیدها را به تواضع و کرنش واداشت.

نوشت که ستاد اقامه نماز، شیرینترین نمازی که خواندم این است كه:
در اتوبوس داشتم میرفتم یک مرتبه دیدم خورشید دارد غروب میکند. یادم آمد نماز نخواندم، به بابایم گفتم: نماز نخواندم، گفت: خوب باید بخوانی، اما حالا که اینجا توی جاده است و بیابان، گفت: برویم به راننده بگوییم نگهدار. پدر گفت: راننده كه بخاطر یک دختر بچه نگه نمیدارد، گفتم: التماسش میکنیم. گفت: نگه نمیدارد. گفتم: تو به او بگو. گفت: گفتم كه نگه نمیدارد، بنشین. حالا بعداً قضا میکنی. دختر دید خورشید غروب نکرده است و گفت بابا خواهش میکنم، پدر عصبانی شد، اما دختر گفت: پدر، امروز اجازه بده من تصمیم بگیرم.
میگفت ساکی داشتیم، زیپ ساک را باز کرد، یک شیشه آب درآورد. زیرِ صندلی اتوبوس هم یک سطل بود، آن سطل را هم آورد بیرون. دستِ کوچولو، شیشه کوچولو، سطل کوچولو. شروع کرد وسط اتوبوس وضو گرفت. قرآن یک آیه دارد میگوید: کسانی که برای خدا حرکت کنند مهرش را در دلها میگذاریم به شرطی که اخلاص داشته باشد، نخواسته باشد خودنمایی کند، شیرینکاری کند، واقعا دلش برای نماز بسوزد، پُز نمیخواهد بدهد. «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا» مریم/96 یعنی کسی که ایمان دارد، «وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» کارهایش هم صالح است، کسی که ایمان دارد، کارش هم شایسته است، «سَیَجْعَلُ لَهُمْ الرَّحْمَانُ وُدًّا»، «وُدّ» یعنی مودت، مودتش را در دلها میگذاریم.
شاگرد شوفر نگاه کرد و دید كه دختربچه وسط اتوبوس نشسته و دارد وضو میگیرد، پرسید: دختر چه میکنی؟ گفت: آقا من وضو میگیرم، ولی سعی میکنم آب به كف اتوبوس نچکد. بعدش هم میخواهم روی صندلی، نشسته نماز بخوانم. شاگرد شوفر یک كمی نگاهش کرد و چیزی به او نگفت. به راننده گفت: عباس آقا، ببین این دختر بچه دارد وضو میگیرد.

راننده هم همینطور که جاده را میدید، در آینه هم دختر را میدید. مدام جاده را میدید، آینه را میدید، جاده را میدید، آینه را میدید. مهر دختر در دل راننده هم نشست. راننده گفت: دختر عزیزم، میخواهی نماز بخوانی؟ صبر كن، من میایستم. ماشین را کشید کنار جاده و گفت: نمازت را بخوان دخترم، آفرین.
چه شوفرهای خوبی داریم، البته شوفر بد هم داریم که هرچه میگویی: وایسا، گوش نمیدهد. او برای یک سیخ کباب میایستد، اما برای نماز جامعه نمیایستد. در هر قشری همه رقم آدمی هست.
دختر میگفت: وقتی اتوبوس ایستاد، من پیاده شدم و شروع کردم به نماز خواندن. یک مرتبه اتوبوسیها نگاهش کردند. یكی گفت: من هم نخواندم، دیگری گفت: من هم نخواندم.شخص دیگری هم گفت: ببینید چه دختر باهمتی است، چه غیرتی، چه همتی، چه ارادهای، چه صلابتی، آفرین، همین دختر روز قیامت، حجت است. خواهند گفت: این دختر اراده کرد، ماشین ایستاد. یکی یکی آنهایی هم که نماز نخوانده بودند، ایستادند به نماز. دختر میگفت: یک مرتبه دیدم پشت سرم یک عده دارند نماز میخوانند. میگفت: شیرینترین نماز من این بود که دیدم، لازم نیست امام فقط امام خمینی باشد. منِ، بچه یازده ساله هم میتوانم در فضای خودم امام باشم. به نقل از تبیان(وبلاگ تخصصی انس با قرآن کریم در دماوند)
فضیلت ماه مبارک رمضان

ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شريفترين ماههاي سال است. در اين ماه درهاي آسمان و بهشت گشوده و درهاي جهنم بسته ميشود، و عبادت در يكي از شبهاي آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در خطبه شعبانيه خود درباره فضيلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «اي بندگان خدا! ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به سوي شما روي آورده است؛ ماهي كه نزد خداوند بهترين ماهها است؛ روزهايش بهترين روزها، شبهايش بهترين شبها و ساعاتش بهترين ساعات است.
بر مهماني خداوند فرا خوانده شديد و از جمله اهل كرامت قرار گرفتيد. در اين ماه، نفسهاي شما تسبيح، خواب شما عبادت، عملهايتان مقبول و دعاهايتان مستجاب است.
پس با نيتاي درست و دلي پاكيزه، پروردگارتان را بخوانيد تا شما را براي روزه داشتن و تلاوت قرآن توفيق دهد. بدبخت كسي است كه از آمرزش خدا در اين ماه عظيم محروم گردد. با گرسنگي و تشنگي در اين ماه، به ياد گرسنگي و تشنگي قيامت باشيد.»
آن گاه پيامبر اكرم وظيفه روزهداران را برشمرد و از صدقه بر فقيران، احترام به سالخوردگان، ترحم به كودكان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهرباني به يتيمان و نيز عبادت و سجده هاي طولاني، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضيلت اطعام در اين ماه سخن گفت.
دعاى پيامبر(ص) هنگام رويت هلال رمضان
صدوق عليه الرحمه در كتاب من لا يحضره الفقيه آورده «و كان رسول الله صلى الله عليه و آله اذا اهل هلال شهر رمضان استقبل القبلة و رفع يديه و قال: «اللهم اهله علينا بالامن و الايمان،و السلامة و الاسلام، و العافية المجللة و الرزق الواسع، و دفع الاسقام، اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه، و سلمه لنا، و تسلمه منا و سلمنا فيه» (1)
رسول الله(صلى الله عليه و آل) هنگامى كه رويت هلال رمضان مىفرمود، رو به قبله مىنمود و دستهاى مباركش را بلند مىكرد.و مىگفت: پروردگارا اين ماه را بر ما نو گردان به امن و امان، و سلامتى و اسلام، و تندرستى شايان تشكر، و روزى فراخ، و بر طرف ساختن دردها و ناملايمات، بار پروردگارا روزى كن ما را روزه و قيام براى عبادت، و تلاوت قرآن در اين ماه، و او را براى ما سالم و تمام گردان، و او را از ما سالم بدار، و ما را در اين ماه سالم و تندرست فرما.
دعاى امام على(عليه السلام) هنگام رؤيت هلال رمضان
امير المؤمنين (عليه السلام) مىفرمايد: آنگاه كه ديدى هلال (ماه رمضان) را فلا تبرح، خشم نگير و عصبانى نشو، و «قل اللهم انى اسالك خير هذا الشهر، و فتحه و نوره، و نصره،و بركته، و طهوره، و رزقه، و اسئلك خير ما فيه و خير ما بعده، و اعوذ بك من شر ما فيه و ما بعده، اللهم ادخله علينا بالامن و الايمان، و السلامة و الاسلام، و البركة و التقوى، و التوفيق لما تحب و ترضى» (1)
و بگو بار پروردگارا خير و خوبى در اين ماه را از تو مىخواهم و همچنين فتح و پيروزى (بر شيطان) و نورانيت، و يارى (بر روزهدارى) و بركت و طهارت، و روزى اين ماه را از تو مىطلبم، و از تو خير آنچه در اين ماه هست و بعد از ماه مسئلت مىنمايم، و به تو پناه مىآورم از شر و بدى آنچه در اين ماه مىباشد، و آنچه بعد از آن است، بار پروردگارا اين ماه را با امن و امان و ايمان به تو و سلامت نفس و نعمت اسلام، و بركت و تقوى و توفيق يافتن به آنچه تو دوست مىدارى و راضى مىگردى بر ما وارد گردان (كه همه اوصاف شايسته را در اين ماه داشته باشيم).
دعاى امام سجاد(عليه السلام) هنگام حلول ماه رمضان
بسم الله الرحمن الرحيم
«(1) الحمد لله الذى هدانا لحمده، و جعلنا من اهله لنكون لاحسانه من الشاكرين و ليجزينا على ذلك جزاء المحسنين (2) و الحمد لله الذى حبانا بدينه، و اختصنا بملته، و سبلنا فى سبل احسانه لنسلكها بمنه الى رضوانه حمدا يتقبله منا و يرضى به عنا (3) و الحمد لله الذى جعل من تلك السبل شهره شهر رمضان، شهر الصيام، و شهر الاسلام، و شهر الطهور، و شهر التمحيص و شهر القيام الذى انزل فيه القرآن، هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان».
سپاس خدائى را سزاست، كه ما را براى سپاسگزارى خود راهنمائى نمود، و از سپاسگزاران قرار داد، تا براى احسان و نيكيش از شكرگزاران باشيم، و ما را بر آن سپاسگزارى پاداش نيكوكاران دهد، و سپاس خدائى را سزاست كه دين خود را به ما عطا نمود، و ما را جزو ملتخويش(اسلام) اختصاص داد، و در راههاى احسان و نيكيش رهنمون كرد،تا به وسيله نعمتش در آن راهها رفته و به سوى رضا و خوشنوديش دستيابيم، سپاسى كه آن را از ما بپذيرد، و به وسيله آن از ما خوشنود گردد.
سپاس خدائى را كه رمضان را براى ما ماه تزكيه قرار داد
و سپاس خدائى را سزاست كه ماه خود رمضان را، ماه صيام و روزه، و ماه اسلام، و ماه تزكيه، و ماه تصفيه و پاك كردن (از گناهان)، و ماه قيام و ايستادن (براى نماز در شبها يا به پا خاستن در احياى اسلام و جهاد در راه خدا) را يكى از آن راههاى احسان قرار داد، آن چنان ماهى كه قرآن در آن فرو فرستاده شد، در حالى كه براى مردم راهنما (ى از گمراهى) و نشانههاى آشكار رهبرى، و جدا كننده ميان حق و باطل است.
«(4) فابان فضيلته على سائر الشهور بما جعل له من الحرمات الموفورة، و الفضائل المشهورة، فحرم فيه ما احل فى غيره اعظاما، و حجر فيه المطاعم و المشارب اكراما و جعل له وقتا بينا لا يجيز - جل و عز - ان يقدم قبله، و لا يقبل ان يؤخر عنه (5) ثم فضل ليلة واحدة من لياليه على ليالى الف شهر و سماها ليلة القدر تنزل الملائكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر سلام، دائم البركة الى طلوع الفجر على من يشاء من عباده بما احكم من قضائه».
خداوند ماه صيام را بر ساير ماهها برترى بخشيد
پس برترى آن را بر ماههاى ديگر به سبب حرمتها و گرامى داشتنهاى بسيار و فضائل و برترىهاى آشكار كه براى آن قرار داد، هويدا گردانيد، و در آن ماه از جهتبزرگ داشت، آنچه را كه در ماههاى ديگر حلال كرده حرام نمود، و خوردنيها و آشاميدنيها را در (روزهاى) آن منع كرد، و براى آن وقت آشكارى (معينى) قرار داد، كه خداى بزرگ و توانا جائز و روا نمىداند كه پيش انداخته شود و نمىپذيرد كه از آن وقتبه تاخير افتد. سپس (عبادت و بندگى در) شب (قدر) آن را به (عبادت در) شبهاى هزار ماه برترى داد، و آن را شب قدر ناميد (شبى كه خداى تعالى اجلها و روزيها و هر امرى كه حادث مىشود را مقدر مىفرمايد) در آن شب (بسيارى از) فرشتگان و روح (كه مخلوقى استبزرگتر از فرشته) به فرمان پروردگارشان بر هر كه از بندگانش بخواهد با قضا و قدرى كه محكم و استوار كرده (كه تغيير و تبديلى در آن نيست).
درود فرشتگان بر عابدان شب قدر
براى هر كارى (كه خدا مقدر فرموده) فرود مىآيند، آن شب سلام و درود (فرشتگان) است (بر آنانى كه براى نماز به پاى ايستاده يا در حال ركوع و سجودند، يا آنكه شب سلامتى و رهائى از ضرر و زيان شياطين است) كه بركت و خير آن تا آشكار شدن روشنى صبح، دائم و پايدار است.
«(6) اللهم صل على محمد و آله و الهمنا معرفة فضله و اجلال حرمته، و التحفظ مما حظرت فيه، و اعنا على صيامه بكف الجوارح عن معاصيك، و استعمالها فيه بما يرضيك حتى لا نصغى باسماعنا الى لغو، و لا نسرع بابصارنا الى لهو (7) و حتى لا نبسط ايدينا الى محظور، و لا نخطو باقدامنا الى محجور و حتى لا تعى بطوننا الا ما احللت، و لا تنطق السنتنا الا بما مثلت، و لا نتكلف الا ما يدنى من ثوابك، و لا نتعاطى الا الذى يقى من عقابك، ثم خلص ذلك كله من رئاء المرائين، و سمعة المسمعين، لا نشرك فيه احدا دونك، و لا نبتغى فيه مرادا سواك.
خدايا توفيق روزه با ترك معاصى به ما عطا فرما
بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست، و شناسائى برترى آن را (بر ماههاى ديگر) و بزرگ داشتن حرمت و حقش را (كه قيام و ايستادگى بر آن واجب است) و دورى گزيدن از آنچه را كه منع و حرام كردهاى به ما الهام نما، و ما را به روزه داشتن آن به وسيله باز داشتن اندام از گناهان و به كار بردن آنها به آنچه تو را خوشنود مىگرداند يارى فرما، تا با گوشهامان سخن بيهوده گوش ندهيم، و با چشمهامان به سوى بازى (كارهائى كه انسان را از مقصود باز دارد)، نشتابيم. و تا دستهامان را به حرام دراز ننمائيم، و با پاهامان به سوى آنچه منع و حرام گشته نرويم. و تا شكمهامان نگاه ندارد و گرد نياورد جز آنچه (خوردنى و آشاميدنى) كه تو حلال و روا گردانيدهاى. و زبانهامان گويا نشود جز به آنچه (قرآن مجيد و گفتار پيامبر اكرم و ائمه معصومين عليهم السلام) تو خبر داده و بيان فرمودهاى (اشاره به آداب روزه دارى و پرهيز از گناهان در حال روزهدارى است) و رنج نكشيم جز در آنچه (عبادت خدا و خدمتبه خلق) كه به پاداش تو نزديك گرداند، و به جا نياوريم جز آنچه كه از كيفر تو نگاه دارد.
سپس همه آن كردارها را از ريا، و خودنمائى خود نمايان و از سمعه و شنيدن شنوندگان خالص و پاكيزه گردان كه از آن كسى را با تو شريك نگردانيم، و جز تو در آن مقصود و خواستهاى نطلبيم.
«(8) اللهم صل على محمد و آله، وقفنا فيه على مواقيت الصلوات الخمس بحدودها التى حددت و فروضها التى فرضت،و وظائفها التى وظفت، و اوقاتها التى وقتت (9) و انزلنا فيها منزلة المصيبين لمنازلها الحافظين لاركانها المؤدين لها فى اوقاتها على ما سنه عبدك و رسولك صلواتك عليه و آله فى ركوعها و سجودها و جميع فواضلها على اتم الطهور و اسبغه و ابين الخشوع و ابلغه.
بار خدايا توفيق نمازگزاردن كامل به ما مرحمت فرما
بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست،و ما را در آن بر اوقات نمازهاى پنجگانه با حدود و احكامش، كه مقرر نمودهاى و واجباتش كه واجب كردهاى و شروط و اوقاتش كه شرط و تعيين گردانيدهاى آگاه فرما. و ما را در نماز همچون كسانى قرار ده كه مراتب شايسته آن را دريافته و اركان و جوانب آن را نگهدارندگانند. آن را در اوقات خود به همان طريقى كه بنده و فرستاده تو كه درودهايتبر او و بر آل او باد، در ركوع و سجود و همه فضيلتها و درجات رفيعهاش قرار داده، با كاملترين طهارت و پاكى، و رساترين خشوع و فروتنى به جا آورندهاند.
«(10) و وفقنا فيه لان نصل ارحامنا بالبر و الصلة،و ان نتعاهد جيراننا بالافضال و العطية، و ان نخلص اموالنا من التبعات و ان نطهرها باخراج الزكوات و ان نراجع من هاجرنا، و ان ننصف من ظلمنا و ان نسالم من عادانا حاشا من عودى فيك و لك فانه العدو الذى لا نواليه و الحزب الذى لا نصافيه».
خدايا در اين ماه احسان بارحام و جيران و تزكيه اموال توفيقمان ده
و ما را در آن ماه توفيق ده كه با نيكى فراوان و بخشش، به خويشان خود نيكى كنيم و با احسان و عطا از همسايگان جويا شويم، و دارائيهامان را از مظالم و آنچه از راه ظلم و ستم به دست آمده خالص و آراسته نمائيم، و آنها را با بيرون كردن زكاتها پاك كنيم (كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده: «ملعون كل مال لا يزكى» از خير و نيكى دور است هر مال و دارئى كه زكوة آن داده نشود) و به كسى كه از ما دورى گزيده باز گرديم (به او بپيونديم) و به كسى كه به ما ظلم و ستم نموده از روى (آنچه كه مقتضى) انصاف و عدل(است) رفتار كنيم و با كسى كه به ما دشمنى نموده آشتى نمائيم، جز كسى كه در راه تو و براى تو با او دشمنى شده باشد، زيرا او دشمنى است كه او را دوست نمىگيريم، و حزب و گروهى است كه با او از روى دل دوستى نمىكنيم.
«(11) و ان نتقرب اليك فيه من الاعمال الزاكية بما تطهرنا به من الذنوب، و تعصمنا فيه مما نستانف من العيوب حتى لا يورد عليك احد من ملائكتك الا دون ما نورد من ابواب الطاعة لك و انواع القربة اليك (12) اللهم انى اسئلك بحق هذا الشهر، و بحق من تعبد لك فيه من ابتدائه الى وقت فنائه، من ملك قربته او نبى ارسلته او عبد صالح اختصصته ان تصلى على محمد و آله، و اهلنا فيه لما وعدت اوليائك من كرامتك و اوجب لنا فيه ما اوجبت لاهل المبالغة فى طاعتك و اجلعلنا فى نظم من استحق الرفيع الاعلى برحمتك.
و ما را توفيق ده كه در آن به سوى تو تقرب جسته نزديك شوم، به وسيله كردارهاى پاكيزه و آراسته كه ما را به آن از گناهان پاك كنى (بيامرزى) و در آن ما را حفظ كرده و نگاهدارى از اينكه بخواهيم عيوب و زشتيها (كردارهاى ناشايسته) را از سر گيريم، تا هيچ يك از فرشتگانت (كه نويسندگان اعمال هستند گناهان ما را) بر تو پيشنهاد ننمايند، جز آنكه كمتر باشد از اقسام طاعت و بندگى براى تو، و انواع تقرب به سوى تو كه ما به جا آورديم.
خدايا در اين ماه توفيق تقرب به پيشگاهتبما مرحمت فرما
بارخدايا از تو درخواست مىنمايم به حق اين ماه و به حق كسى كه در آن از آغاز تا انجامش در عبادت و بندگى براى تو كوشيده، از فرشتهاى كه او را مقرب ساختهاى، يا پيغمبرى كه فرستادهاى، يا بنده شايستهاى كه برگزيدهاى، كه بر محمد و آل او درود فرستى و ما را در آن براى كرامت و ارجمندى كه به دوستانت وعده دادهاى سزاوار گردان، و آنچه كه براى كوشش كنندگان در طاعت و فرمانبريت واجب و لازم كردهاى براى ما لازم نما،و به رحمت و مهربانيت ما را در صف كسانى (انبياء و اوصياء عليهم السلام) كه سزاوار بالاترين مرتبه (بهشت) هستند قرار ده.
«(13) اللهم صل على محمد و آله، و جنبنا الالحاد فى توحيدك، و التقصير فى تمجيدك، و الشك فى دينك، و العمى عن سبيلك، و الاغفال لحرمتك، و الانخداع لعدوك الشيطان الرجيم (14) اللهم صل على محمد و آله، و اذا كان لك فى كل ليلة من ليالى شهرنا هذا رقاب يعتقها عفوك او يهبها صفحك فاجعل رقابنا من تلك الرقاب، واجعلنا لشهرنا من خير اهل و اصحاب (15) اللهم صل على محمد و آله،و امحق ذنوبنا مع امحاق هلاله، و اسلخ عنا تبعاتنا مع انسلاخ ايامه حتى ينقضى عنا و قد صفيتنا فيه من الخطيئات، و اخلصتنا فيه من السيئات».
خدايا در اين ماه از سهلانگارىها و فريب شيطان حفظمان فرما
بار خدايا، بر محمد و آل او درود فرست، وما را در توحيد و يگانگيت از عدول و بازگشتن (شرك آوردن آشكار و نهان) و در بزرگ داشتنت از تقصير و كوتاهى و در دينت (اسلام) از شك و دو دلى و از راهت (به دست آوردن رضا و خوشنوديت) از كورى (گمراهى) و براى حرمتت (آنچه قيام به آن واجب است) از سهل انگارى،و از دشمنت (شيطان رانده شده) فريب خوردن، دور گردان. بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست، و هرگاه در هر شب از شبهاى اين ماه براى تو بندگانى باشد كه عفو و بخشيدنت آنها را آزاد مىنمايد، يا گذشتت ايشان را مىبخشد پس ما بندگان را از آن بندگان قرار بده، و ما را براى اين ماه، از بهترين اهل و ياران (برگزيدگان) قرار ده. بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست، و با كاسته شدن ماه آن گناهان ما را بكاه، و با بپايان رسيدن روزهايش بديها و گرفتاريهاى ما را از ما بكن تا اينكه اين ماه از ما بگذرد در حالى كه ما را از خطاها پاكيزه گردانيده و از بديها خالص و آراسته ساخته باشى.
«(16) اللهم صل على محمد و آله،و ان ملنا فيه فعدلنا و ان زغنا فيه فقومنا،و ان اشتمل علينا عدوك الشيطان فاستنقذنا منه (17) اللهم اشحنه بعبادتنا اياك، و زين اوقاته بطاعتنا لك، و اعنا فى نهاره على صيامه، و فى ليله على الصلة و التضرع اليك، و الخشوع لك، و الذلة بين يديك حتى لا يشهد نهاره علينا بغفلة، و لا ليله بتفريط (18) اللهم و اجعلنا فى سائر الشهور و الايام كذلك ما عمرتنا و اجعلنا من عبادك الصالحين الذين يرثون الفردوس هم فيها خالدون، و الذين يؤتون ما اتوا و قلوبهم و جلة، انهم الى ربهم راجعون، و من الذين يسارعون فى الخيرات و هم لها سابقون».
خدايا ماه رمضان را براى ما ماه عبادت و طاعت قرار بده
بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست. و اگر در آن از حق برگرديم ما را (بر آن) بازگردان و اگر در آن عدول نموده براه كج رفتيم ما را به راه راست آور، و اگر دشمن تو شيطان ما را احاطه كرده فرا گيرد از او رهائيمان ده. بار خدايا ماه رمضان را از عبادت، و پرستش ما مملو و پر گردان، و اوقات آن را به طاعت و فرمانبرى ما براى تو آراسته نما و ما را در روزش بروزه داشتن و در شبش به نماز و زارى بسوى (درگاه) تو و فروتنى و خوارى در برابر تو، يارى فرما تا روزش بر ما به غفلت و بيخبرى و شبش به تقصير و كوتاهى (در عمل) گواهى ندهد. بار خدايا ما را در باقى ماهها و روزها تا زمانى كه زندهمان مىدارى همچنين (بطورى كه براى ماه رمضان درخواستشد) قرار ده، و ما را از بندگان شايستهات بگردان كه (الذين يرثون الفردوس هم فيها خالدون، (سوره 23، آيه 11) آنان بهشت را به ميراث مىبرند در حالى كه در آن جاويد هستند گفتهاند: بهشت مسكن و جايگاه پدر ما حضرت آدم على نبينا و آله و عليه السلام بوده پس هرگاه به فرزندان او داده شود مانند آن است كه از او به آنها ارث رسيده) و از آنانى قرار بده كه آنچه (صدقات) را مىدهند در حالى كه دلهاشان از (انديشه) بازگشتبه سوى پروردگارشان ترسان است و از آنان كه در نيكيها مىشتابند، و ايشان براى آن نيكيها بر ديگران پيشى گيرندهاند.
«(19) اللهم صل على محمد و آله فى كل وقت و كل اوان و على كل حال عددما صليت على من صليت عليه، و اضعاف ذلك كله بالاضعاف التى لا يحصيها غيرك انك فعال لما تريد».
خدايا درود بيكران و بى حد خود را بر محمد و آل او فرست
بار خدايا درود فرستبر محمد و آل او، در هر هنگام و هر زمان و بر هر حال به شماره درودى كه فرستادهاى بر هر كه درود فرستادهاى، و چندان برابر همه آنها به چندان برابرى كه جز تو آنها را نتواند شمرد، زيرا تو هر چه را بخواهى بجا آورندهاى انجام كار، تو را ناتوان نمىگرداند و مانعى آن را باز نمىدارد. (2)
پىنوشت:
1- من لا يحضره الفقيه، ص 100.
2-صحيفه سجاديه، ص 282، فيض الاسلامروزه، درمان بيماريهاى روح و جسم صفحه 6.
منبع : دانشگاه علوم پزشکی تهران
تبریک فتح خرمشهر و روز مقاومت، ایثار و پیروزی
امام حمینی(ره):
فتح خرمشهر فتح خاك نيست، فتح ارزشهاي اسلامي است، خرمشهر شهر لالههاي خونين است، خرمشهر را خدا آزاد كرد.
سالروز فتح و آزادی خرمشهر در عملیات بیت المقدس و روز مقاومت، ایثار و پیروزی بر همه مسلمانان و آزادگان جهان مبارک باد.





