منابع مسابقات نهج البلاغه دانش آموزان سراسر كشور ( 92 – 91 ) - سوم راهنمايي
باسمه تعالي
مسابقات نهج البلاغه دانش آموزان سراسر كشور ( 92 – 91 ) - سوم راهنمايي
1 - دوستي : الْمَوَدَّةُ قَرَابَةٌ مُسْتَفَادَةٌ - دوستى، خويشاوندى اكتسابى است.(حكمت209)
2 - شِكوه : مَنْ أَصْبَحَ يَشْكُو مُصِيبَةً نَزَلَتْ بِهِ فَقَدْ أَصْبَحَ يَشْكُو رَبَّهُ
- آن كس كه از مصيبت وارد شده شكوه كند از خدا شكايت كرده. ( حكمت227)
3- تهيدستي: الْفَقْرُ يُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ - فقرشخص زيرك رااز بيان دليلش گنك مىسازد.(حكمت 3)
4- دل نبستن به دنيا : مَنْ زَهِدَ فِي الدُّنْيَا اسْتَهَانَ بِالْمُصِيبَات
- آن كس كه دردنيا زهد مىورزد، مصيبتها را ساده پندارد.(حكمت 27)
5- فراموشي مرگ: عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِيَ الْمَوْتَ وَ هُوَ يَرَى مَنْ يَمُوتُ
- در شگفتم از آن كس كه مردگان را مىبيند و مرگ را از ياد برده است. (حكمت126)
6- جهاد زن : جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ - جهاد زن، شوهردارى شايسته است.(حكمت136)
7 – راستگويي : مَنْ صَدَقَ فِي الْمَوَاطِنِ قَضَى مَا عَلَيْه
-آن كس كه درميدان نبرد صادقانه پايدارى كند حقّى را كه برگردن او بوده ادا كرده است.(حكمت 27)
8- بدترين دوست:شَرُّالْإِخْوَانِ مَنْ تُكُلِّفَ لَهُ - بدترين دوست آن كه براى اوبه رنج وزحمت افتى.(حكمت 479)
9- جدايي دوستان :إِذَا احْتَشَمَ الْمُؤْمِنُ أَخَاهُ فَقَدْ فَارَقَه
- وقتي مومن دوستش را شرمنده مي سازد زمينه جدايي با او را فراهم مي كند . (حكمت480)
10 - شادابي دلها : إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ كَمَا تَمَلُّ الْأَبْدَانُ فَابْتَغُوا لَهَا طَرَائِفَ الْحِكَمِ
قلبها خسته و افسرده مىشوند همچون بدنها، براى رفع ملالت آنها لطائف حكمتآميززيبا و جالب انتخاب كنيد. (حكمت89)
11- قصاص چرا:وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاء - خداوند «قصاص» را براى پاسدارى ازخونها واجب فرمود.(حكمت252)
12 - تجارت با خدا
إِذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللَّهَ بِالصَّدَقَةِ - آن گاه كه فقير و نيازمند شديد، با خداوند بوسيله صدقه تجارت كنيد. (حكمت258)
13 - جرأت و جسارت
إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِيهِ فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّيهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ
- هنگامى كه از چيزى زياد مىترسى خود را در آن بيفكن كه (گاه) آن ترس از خود آن چيز سختتر است. (حكمت 175)
14- غريب واقعي: الْمُقِلُّ غَرِيبٌ فِي بَلْدَتِه - شخصى كه فقير است در شهرش نيز غريب است.حكمت 3
15- خطر ناسپاسي : يَا ابْنَ آدَمَ إِذَا رَأَيْتَ رَبَّكَ سُبْحَانَهُ يُتَابِعُ عَلَيْكَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِيهِ فَاحْذَرْهُ
- اى فرزند آدم هنگامى كه ببينى پروردگارت پىدرپى نعمتهايش را بر تو مىفرستد در حالى كه تو معصيت او را ميكنى بترس (كه مجازات سنگينى در انتظار تو است.) (حكمت 25)
16- شوق بهشت : فَمَنِ اشْتَاقَ إِلَى الْجَنَّةِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَات
- كسى كه مشتاق بهشت باشد از شهوات و تمايلات سركش بر كنار مىرود. (حكمت 27)
17- آمادگي براي مرگ : مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ إِلَى الْخَيْرَاتِ
- آن كس كه مرگ را انتظار مىكشد در نيكىها شتاب مىكند. (حكمت 27)
18- درست انديشيدن: فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْم - آن كس كه خوب بفهمد، به اعماق دانش آگاهى پيدا مىكند.حكمت 27
19-امربه خوبيها:فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِينآن كسى كه امربه معروف كندپشت مؤمنان رامحكمكردهاست.حكمت 27
20- نهي ازبديها:مَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْكَرِ أَرْغَمَ أُنُوفَ الْكَافِرِين كسى كه نهى ازمنكرنمايد بينى كافران را برخاك ماليده است حكمت27
21- در جستجوي اسرار ديگران : فَمَنْ تَعَمَّقَ لَمْ يُنِبْ إِلَى الْحَق
- آن كس كه به دنبال اوهام و جستجوى اسرار ديگران برود به حق باز نمىگردد. (حكمت 27)
22- خطر لجاجت : مَنْ شَاقَّ وَعُرَتْ عَلَيْهِ طُرُقُهُ وَ أَعْضَلَ عَلَيْهِ أَمْرُهُ وَ ضَاقَ عَلَيْهِ مَخْرَجُهُ
آن كس كه به عنادو لجاج پردازد،راهها برايش پرازسنگ وناهموار وكارها بر او سخت وپيچيده مىشوندودرتنگناقرارمىگيرد.حكمت 27
23- نيكي و نيكوكار : فَاعِلُ الْخَيْرِ خَيْرٌ مِنْهُ وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْه
- كسى كه كار نيك انجام مىدهد خودش از آن كار بهتر است، و انجام دهنده كار شر، از آن كار بدتر است (چرا كه آنچه در دل دارند بيش از آن است كه انجام مىدهند). (حكمت32)
24- آرزوهاي طولاني: مَنْ أَطَالَ الْأَمَلَ أَسَاءَ الْعَمَلَ - كسى كه آرزويش طولانى كند عملش را بد خواهد كرد.حكمت36
25- واجب يا مستحب: لَا قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ
- كارهاى مستحب اگر بواجبات زيان رساند موجب قرب خدا نمىشود. (حكمت(39
26- يادي از يك دوست
فِي ذِكْرِ خَبَّابِ بْنِ الْأَرَتِّ يَرْحَمُ اللَّهُ خَبَّابَ بْنَ الْأَرَتِّ فَلَقَدْ أَسْلَمَ رَاغِباً وَ هَاجَرَ طَائِعاً وَ قَنِعَ بِالْكَفَافِ وَ رَضِيَ عَنِ اللَّهِ وَ عَاشَ مُجَاهِداً
- در ياد يكى از ياران، «خبّاب بن أرت» فرمود: خدا خبّاب بن أرت«» را رحمت كند، با رغبت مسلمان شد، و از روى فرمانبردارى هجرت كرد، و با قناعت زندگى گذراند، و از خدا راضى بود، و مجاهد زندگى كرد. (حكمت43 )
27- بصيرت مومن : لَوْ ضَرَبْتُ خَيْشُومَ الْمُؤْمِنِ بِسَيْفِي هَذَا عَلَى أَنْ يُبْغِضَنِي مَا أَبْغَضَنِي
- اگر با شمشيرم بر بينى مؤمن بزنم كه دشمن من شود، با من دشمنى نخواهد كرد. (حكمت45)
28- كينه توزي منافق : لَوْ صَبَبْتُ الدُّنْيَا بِجَمَّاتِهَا عَلَى الْمُنَافِقِ عَلَى أَنْ يُحِبَّنِي مَا أَحَبَّنِي
- اگر تمام دنيا را به منافق ببخشم تا مرا دوست بدارد، دوست من نخواهد شد. (حكمت45)
29- اخلاقي : احْذَرُوا صَوْلَةَ الْكَرِيمِ إِذَا جَاعَ وَ اللَّئِيمِ إِذَا شَبِعَ
- از حملهى جوانمرد به هنگامى كه مظلوم واقع شده (و تحت فشار قرار گرفته) و شخص پست موقعى كه مورد احترام قرار گرفت پرهيز كنيد. (حكمت49)
30- فقر و غنا : الْغِنَى فِي الْغُرْبَةِ وَطَنٌ وَ الْفَقْرُ فِي الْوَطَنِ غُرْبَةٌ
- «بىنيازى» در غربت «وطن» است. و «نيازمندى» در وطن «غربت» است (زيرا انسان بىنياز هر كجا باشد وسائل برايش فراهم و افراد را مىگيرند. ولى نيازمند اقوام و بستگان نيز رهايش مىكنند). (حكمت56)
31- دوست خوب : مَنْ حَذَّرَكَ كَمَنْ بَشَّرَكَ - آن كه تو را هشدار داد، چون كسى است كه مژده داد. (حكمت59)
32- يك پشتيبان: الشَّفِيعُ جَنَاحُ الطَّالِبِ - شفاعت كننده چونان بال و پر در خواست كننده است. (حكمت63)
33- تكاليف الهي : انَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَمَرَ عِبَادَهُ تَخْيِيراً وَ نَهَاهُمْ تَحْذِيراً وَ كَلَّفَ يَسِيراً وَ لَمْ يُكَلِّفْ عَسِيرا
- خداوند سبحان بندگان خود را فرمان داد در حالى كه اختيار دارند، و نهى فرمود تا بترسند، احكام آسانى را واجب كرد، و چيز دشوارى را تكليف نفرمود. (حكمت73)
34- كيفر و پاداش الهي : أَعْطَى عَلَى الْقَلِيلِ كَثِيراً وَ لَمْ يُعْصَ مَغْلُوباً وَ لَمْ يُطَعْ مُكْرِهاً
خداوند پاداش اعمال اندك را فراوان قرار داد، با نافرمانى بندگان مغلوب نخواهد شد، و با اكراه و اجبار اطاعت نمىشود.(حكمت73)
35- ارزش هر كس : قِيمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مَا يُحْسِنُه
- قيمت و ارزش هر كس باندازه كارى است كه بخوبى مىتواند انجام دهد. (حكمت81)
36- استقامت : عَلَيْكُمْ بِالصَّبْرِ فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْإِيمَانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَد وَلَا خَيْرَ فِي جَسَدٍ لَارَأْسَ مَعَهُ وَ لَافِي إِيمَانٍ لَا صَبْرَمَعَهُ
بر شما باد به شكيبايى، كه شكيبايى، ايمان را چون سر است بر بدنو ايمان بدون شكيبايى چونان بدن بىسر، ارزشى ندارد. (حكمت81)
37- رابطه با خدا : مَنْ أَصْلَحَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ
- كسى كه ميان خود و خدا را اصلاح كند، خداوند ميان او و مردم را اصلاح خواهد نمود. (حكمت86)
38- توشه آخرت : فَتَزَوَّدُوا فِي الدُّنْيَا مِنَ الدُّنْيَا مَا تَحْرُزُونَ بِهِ أَنْفُسَكُمْ غَداً
- بنابر اين در دنيا توشهاى تهيه كنيد كه در جهان آخرت شما را از عذاب و آتش الهى حفظ كند.(خطبه 28)
39- امروز براي كار: إِنَّ الْيَوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ غَداً حِسَابٌ وَ لَا عَمَلَ
- امروز هنگام عمل است نه حسابرسى، و فردا روز حسابرسى است نه عمل. (خطبه 42)
40- بكار بستن حكمت: رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً سَمِعَ حُكْماً فَوَعَى وَ دُعِيَ إِلَى رَشَادٍ فَدَنَا
- خدا رحمت كند كسى را كه چون سخن حكيمانه بشنود، خوب فرا گيرد، و چون هدايت شود بپذيرد. خطبه 75
41- محبوبترين بنده: عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ مِنْ أَحَبِّ عِبَادِ اللَّهِ إِلَيْهِ عَبْداً أَعَانَهُ اللَّهُ عَلَى نَفْسِهِ
-اى بندگان خدا همانا بهترين و محبوبترين بنده نزد خدا، بندهاى است كه خدا او را در پيكار با نفس يارى داده است. خطبه 86
42- انديشه ، الهام ، بينايي : رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً تَفَكَّرَ فَاعْتَبَرَ وَ اعْتَبَرَ فَأَبْصَرَ
- خدا بيامرزد كسى را كه بدرستى فكر كند، و پند گيرد، و آگاهى يابد، و بينا شود (خطبه 103)
43- خودشناسي : منهاالْعَالِمُ مَنْ عَرَفَ قَدْرَهُ وَ كَفَى بِالْمَرْءِ جَهْلًا أَلَّا يَعْرِفَ قَدْرَهُ
- دانا كسى است كه قدر خود را بشناسد. و براى نادانى انسان همين بس كه از قدر خويش بيخبر ماند. (خطبه 103)
44- ايمان وسيله تقرب : إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى الْإِيمَانُ بِهِ وَ بِرَسُولِهِ
- همانا بهترين چيزى كه انسانها مىتوانند با آن به خداى سبحان نزديك شوند، ايمان به خدا و ايمان به پيامبر (ص). (خطبه 110)
45- جهاد قله اسلام : الْجِهَادُ فِي سَبِيلِهِ فَإِنَّهُ ذِرْوَةُ الْإِسْلَامِ - وجهاد در راه خدا قله مرتفع اسلام است. (خطبه 110)
46- نمازراه ورسم مسلماني : قَامُ الصَّلَاةِ فَإِنَّهَا الْمِلَّةُ - به پا داشتن نماز آئين اسلام است. (خطبه 110)
47- آخرت فروشي: لَا تَبِعْ آخِرَتَكَ بِدُنْيَاك - آخرتت را به دنيايت مفروش. ( نامه 31)
48- امر به معروف: أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ تَكُنْ مِنْ أَهْلِه - فرزندم به نيكي امر كن تا خود اهل نيكي باشي. ( نامه 31)
49- دقت در دين: تَفَقَّهْ فِي الدِّين - دين را نيكو بياموز. ( نامه 31)
50- احسان: أَحْسِنْ كَمَا تُحِبُّ أَنْ يُحْسَنَ إِلَيْك - نيكى كن، همان طور كه دوست دارى نسبت بتو نيكى كنند.( نامه 31)
51- مرز سخن گفتن: لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ وَ إِنْ قَلَّ مَا تَعْلَم - آنچه نمىدانى نگو، گرچه آنچه را مىدانى اندك است.( نامه 31)
52- لب فرو بستن
لَا تَقُلْ مَا لَا تُحِبُّ أَنْ يُقَالَ لَك - آنچه را دوست ندارى به تو نسبت دهند، در باره ديگران مگو. ( نامه 31)
53- رازداري
الْمَرْءُ أَحْفَظُ لِسِرِّه - انسان اسرار خويش را بهتر از هر كس ديگر نگهدارى مىكند. ( نامه 31)
54 - ساماندهي كار آخرت
مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ وَ مَنْ كَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ كَانَ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ
- كسى كه كار آخرتش را اصلاح نمايد، خدا هم زندگيش را در دنيا اصلاح فرمايد. و آنكه خودش به خودش پند و اندرز بدهد، خدا او را در سايه حفظ و حمايتش بنهد. (حكمت89)
55- فقيه واقعي
الْفَقِيهُ كُلُّ الْفَقِيهِ مَنْ لَمْ يُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ لَمْ يُؤْيِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللَّهِ
- فقيه كامل كسى است كه مردم را از آمرزش خدا مأيوس، و از مهربانى او نوميد نكند، و از عذاب ناگهانى خدا ايمن نسازد. (حكمت87)
56 - ارزش يقين
نَوْمٌ عَلَى يَقِينٍ خَيْرٌ مِنْ صَلَاةٍ فِي شَكٍّ
- خوابيدن همراه با يقين، برتر از نمازگزاردن با شك و ترديد است. (حكمت96)
57 - بررسي اخبار
اعْقِلُوا الْخَبَرَ إِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَايَةٍ لَا عَقْلَ رِوَايَةٍ فَإِنَّ رُوَاةَ الْعِلْمِ كَثِيرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِيلٌ
- چون روايتى را شنيديد، آن را بفهميد عمل كنيد، نه بشنويد و نقل كنيد، زيرا راويان علم فراوان، و عمل كنندگان آن اندكند. (حكمت94)
58 - آخر الزمان
يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا يُقَرَّبُ فِيهِ إِلَّا الْمَاحِل
- روزگارى بر مردم خواهد آمد كه محترم نشمارند جز سخن چين را. (حكمت98)
59 - شك در خدا
عَجِبْتُ لِمَنْ شَكَّ فِي اللَّهِ وَ هُوَ يَرَى خَلْقَ اللَّهِ
- در شگفتم از آن كس كه آفرينش پديدهها را مىنگرد و در وجود خدا ترديد دارد. (حكمت126)
60 - سرماي بهاري وپاييزي
تَوَقَّوُا الْبَرْدَ فِي أَوَّلِهِ وَ تَلَقَّوْهُ فِي آخِرِهِ فَإِنَّهُ يَفْعَلُ فِي الْأَبْدَانِ كَفِعْلِهِ فِي الْأَشْجَارِ أَوَّلُهُ يُحْرِقُ وَ آخِرُهُ يُورِقُ
- بپرهيزيد از سرما در آغازش (در پائيز) و استقبال كنيد از آن در آخرش (نزديك بهار) زيرا در بدنها همان مىكند كه با درختان مىكند. در آغاز خشك مىكند و در آخر برك مىآورد. (حكمت123)
61- دوست آن باشد كه ….
لَا يَكُونُ الصَّدِيقُ صَدِيقاً حَتَّى يَحْفَظَ أَخَاهُ فِي ثَلَاثٍ فِي نَكْبَتِهِ وَ غَيْبَتِهِ وَ وَفَاتِهِ
- دوست، دوست نيست مگر آن كه حقوق برادرش را در سه جايگاه نگهبان باشد: در روزگار گرفتارى، آن هنگام كه حضور ندارد، و پس از مرگ. (حكمت129)
62 - تقدير الهي
تَنْزِلُ الْمَعُونَةُ عَلَى قَدْرِ الْمَئُونَةِ - كمك الهى به اندازه نياز فرود مىآيد. (حكمت133)
63 - ظرفيت دلها
يَا كُمَيْلُ بْنَ زِيَادٍ إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِيَةٌ فَخَيْرُهَا أَوْعَاهَا
- اى كميل بن زياد اين قلبها بسان ظرفهايى هستند، كه بهترين آنها، فراگيرترين آنهاست. (حكمت146)
64 - مردم شناسي
النَّاسُ ثَلَاثَةٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِيٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ يَمِيلُونَ مَعَ كُلِّ رِيحٍ لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَى رُكْنٍ وَثِيق
- مردم سه گروهند: اول علماى الهى، دوم دانش طلبانى كه در راه نجات دنبال تحصيل علمند، و سوم احمقان بىسر و پا كه دنبال هر صدائى مىدوند و با هر بادى حركت مىكنند همانها كه با نور علم روشن نشدهاند و به ستون محكمى پناه نبردهاند. (حكمت154)
65 - علم يا ثروت
يَا كُمَيْلُ الْعِلْمُ خَيْرٌ مِنَ الْمَالِ الْعِلْمُ يَحْرُسُكَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ وَ الْمَالُ تَنْقُصُهُ النَّفَقَةُ وَ الْعِلْمُ يَزْكُو عَلَى الْإِنْفَاقِ وَ صَنِيعُ الْمَالِ يَزُولُ بِزَوَالِهِ
- اى كميل:دانش بهترازمال است،زيراعلم، نگهبان تو است، و مال را تو بايد نگهبان باشى مال با بخشش كاستى پذيرد امّا علم با بخشش فزونى گيرد، و مقام و شخصيّتى كه با مال به دست آمده بانابودى مال،نابودمىگردد. (حكمت154)
66 - استبداد رأي
مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا
- هر كس خود رأى شد به هلاكت رسيد. (حكمت 161)
67 - لقمه اي گلوگير
كَمْ مِنْ أَكْلَةٍ مَنَعَتْ أَكَلَاتٍ
- بسيار مىشود كه يك وعده غذا (غذاى نامناسب) جلوى عدههاى متعدد غذا را مىگيرد. (حكمت171)
68 - آشنايي با آراء ديگران
مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَإِ
- كسى كه از افكار ديگران استقبال كند موارد خطا را مىشناسد (يعنى با مشورت به اشتباه نمىافتد). ( حكمت173)
69 - وسيله رياست و مديريت
آلَةُ الرِّيَاسَةِ سَعَةُ الصَّدْرِ - بردبارى و تحمّل سختىها، ابزار رياست است. (حكمت173)
70 - حاصل كوتاهي
ثَمَرَةُ التَّفْرِيطِ النَّدَامَةُ وَ ثَمَرَةُ الْحَزْمِ السَّلَامَةُ
- ثمره تفريط پشيمانى است، و ثمره دور انديشى سلامت. (حكمت181)
71 - سخن يا سكوت
لَا خَيْرَ فِي الصَّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ كَمَا أَنَّهُ لَا خَيْرَ فِي الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ
- آنجا كه بايد سخن درست گفت، در خاموشى خيرى نيست، چنانكه در سخن نا آگاهانه نيز خيرى نخواهد بود. (حكمت182)
72 - شكيبايي
مَنْ لَمْ يُنْجِهِ الصَّبْرُ أَهْلَكَهُ الْجَزَعُ
- كسى كه صبر و شكيبائى او را نجات ندهد. بيتابى او را از پاى درمىآورد. (حكمت189)
73 - تجربه اندوزي
مِنَ التَّوْفِيقِ حِفْظُ التَّجْرِبَةِ - نگهدارى تجربه بخشى از موفقيت است. (حكمت209)
74 - مسير رشد : مَنْ خَافَ أَمِنَ وَ مَنِ اعْتَبَرَ أَبْصَرَ وَ مَنْ أَبْصَرَ فَهِمَ وَ مَنْ فَهِمَ عَلِمَ
- كسى كه (از خدا) بترسد ايمنى مىيابد، كسى كه عبرت گيرد بينا مىشود و كسى كه بينا گردد مىفهمد، و آن كس كه فهم دارد دانا مىشود. (حكمت208)
75 - تحمل سختي ها: أَغْضِ عَلَى الْقَذَى وَ الْأَلَمِ تَرْضَ أَبَداً
- (مشكلات را تحمل كن) و چشم خود را بر خاشاك و رنجها فرو بند تا هميشه راضى باشى. (حكمت213)
76- سروري
بِاحْتِمَالِ الْمُؤَنِ يَجِبُ السُّؤْدُد - با پرداخت هزينهها، بزرگى و سرورى ثابت گردد. (حكمت224)
77 - زكات واجبي ديني
إِيتَاءُ الزَّكَاةِ فَإِنَّهَا فَرِيضَةٌ وَاجِبَةٌ - پرداختن زكات تكليف واجب الهى است. (خطبه110)
78 - روزه سپر آتش
صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِنَّهُ جُنَّةٌ مِنَ الْعِقَابِ - روزه ماه رمضان، سپرى برابر عذاب الهى است. (خطبه110)
79 - صدقه آشكار
صَدَقَةُ الْعَلَانِيَةِ فَإِنَّهَا تَدْفَعُ مِيتَةَ السُّوءِ
- صدقههاى آشكار كه از مرگهاى ناگهانى و بد پيشگيرى ميكند. (خطبه110)
80- كار خوب: صَنَائِعُ الْمَعْرُوفِ فَإِنَّهَا تَقِي مَصَارِعَ الْهَوَانِ
- نيكوكارى انسان را از لغزشها و شكستهاى خوار كننده از مىدارد. (خطبه110)